شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۲
حضرت خدیجه (س) یکی از چهار زنان برتر جهان، و مصداق «السابقون» است

حوزه/ حجت الاسلام حسن شعبانی آملی، به تبیین فضایل بی‌شمار حضرت خدیجه کبری (س) پرداخت و جایگاه رفیع ایشان را به عنوان یکی از چهار زن برتر بهشتی و الگوی کامل یک زن مسلمان در تمامی ابعاد زندگی تشریح کرد.

حجت الاسلام حسن شعبانی آملی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به رحلت خانم حضرت خدیجه کبری (س) در دهم رمضان‌المبارک، به بیان فضایل و ویژگی‌های منحصر به فرد ایشان پرداخت.

کارشناس دینی اظهار داشت: در روایتی نبوی (ص) می خوانیم: «من الرجال کثیر و لم یکن من النساء الا اربعه، آسیه بنت مزاحم، و مریم بنت عمران، و خدیجة بنت خویلد و فاطمه بنت محمد (ع)». این حدیث شریف، به وضوح جایگاه رفیع حضرت خدیجه (س) را در میان زنان عالم نشان می‌دهد. قرار گرفتن ایشان در کنار بانوانی چون مریم (س) مادر حضرت عیسی (ع)، آسیه (س) همسر فرعون، و حضرت فاطمه زهرا (س) دختر گرامی‌شان، گواه بر عظمت و فضیلت بی‌شمار این بانوی بزرگ اسلام است. این چهار بانو، هر یک در عصر خود، نمادی از ایمان، تقوا، صبر و ایثار در راه خداوند بوده‌اند و الگوهایی جاودانه برای تمام بشریت محسوب می‌شوند.

وی بیان داشت: نام کامل این بانوی گرانقدر، خدیجه بنت خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب به فهر بن مالک بن نضر بن کنانه؛ و نام مادرش: فاطمه بنت زایده بن الأصم بن الهرم بن رواحه بن حجر بن عبد بن معیص بن عامر بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک می‌باشد. این نسب پاک و شریف، نشان‌دهنده اصالت و ریشه‌داری حضرت خدیجه (س) در میان قبایل عرب است.

حجت الاسلام حسن شعبانی آملی افزود: خدیجه کبری (س) در مکه و در چند سال قبل از عام الفیل به دنیا آمد. خوب است بدانیم چون اعراب جاهلی تاریخ مدوّنی نداشتند، سال حمله اصحاب فیل، به عنوان مبدأ تاریخ آنها لحاظ می‌گردید. این اطلاعات تاریخی، به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از زمانه و شرایط زندگی این بانوی بزرگ داشته باشیم، دورانی که پر از بت‌پرستی و جهل بود، اما ایشان در میان آن تاریکی‌ها، چون ستاره‌ای درخشان می‌درخشیدند.

مبلّغ شهرستان آمل تأکید کرد: بانوی گرانقدر اسلام، امّ ‌المؤمنین خدیجه کبری (س) از دوران جوانی، زنی با فضیلت و از جمله ثروتمندان قریش بوده است. وی زنی پاکدامن بوده است که تباهی‌ها و رنگ‌های جاهلی نتوانست دامن حضرتش را فرا گیرد. در جامعه‌ای که فساد و انحرافات اخلاقی رواج داشت، ایشان با حفظ عفت و پاکدامنی خود، نمونه‌ای بی‌نظیر از زن مسلمان را به نمایش گذاشتند. این پاکی و طهارت، ایشان را از سایر زنان متمایز می‌ساخت و در میان مردم مکه، به ایشان جایگاه ویژه‌ای بخشیده بود.

کارشناس دینی ابراز داشت: بانوی بزرگ اسلام، خدیجه کبری (س) در میان قبیله خود جایگاه والایی پیدا کرده بود، آنچنان که به «طاهره» معروف گردیدند. این لقب، که به معنای پاک و مطهر است، نشان‌دهنده منزلت اخلاقی و معنوی ایشان در جامعه جاهلی آن زمان است. در کتاب «کشف الغمة» آمده است: «کانت خدیجة (س) امرأة حازمة لبیبة شریفة ومن أوسط قریش نسباً ، وأعظمهم شرفاً ، وأکثرهم مالاً»؛ یعنی خدیجه زنی بود دوراندیش، بااحتیاط، در میان قوم و قبیله خویش عاقله بود و علاوه بر اینکه خداوند به او شرافتی عنایت کرده بود؛ زنی بسیار با شخصیت بوده است که در میان قریش از حیث نسب و شرافت و از نظر مال و ثروت برتری داشت. وی تأکید کرد: این موارد، از اموری است که شیعه و سنی بر آن اتفاق دارند و نشان از اجماع مورخین و علمای اسلام بر فضایل و کمالات این بانوی بزرگ است. این ویژگی‌ها، ایشان را به بهترین گزینه برای همسری پیامبر اکرم (ص) تبدیل کرده بود، کسی که خود به «امین» معروف بود.

ویژگی‌های حضرت خدیجه (س)

۱- احترام به پیغمبر (ص):

حجت الاسلام شعبانی آملی در بیان از برخی ویژگی های این بانوی مکرّمه اظهار داشت: یکی از ویژگی های حضرت خدیجه (س) «احترام ایشان به پیغمبر (ص) » اشاره کرد و در مقام توضیح گفت: گرچه در حجاز موقعیت خدیجه (س) بسیار بالا بود، اما در برخورد با پیامبر احترامی فوق آنچه تصور می‌شود، لحاظ می‌کرد. این احترام، نه تنها به دلیل مقام نبوت پیامبر (ص) بود، بلکه نشان از درک عمیق ایشان از شخصیت والای رسول خدا (ص) داشت.

وی یادآور گردید: وقتی مراسم عقد با پیغمبر (ص) پایان یافت، حضرت خواستند تا به منزل عموی خویش ابوطالب بازگردند. خدیجه کبری (س) به حضرت رسول (ص) چنین خطاب کردند: «بیا به خانه خودت، که خانه من خانه تست و من کنیز توام.» «فَلَمَّا قَامَ مُحَمَّدٌ (ص) لِیَذْهَبَ مَعَ أَبِی طَالِبٍ قَالَتْ خَدِیجَةُ إِلَی بَیْتِکَ فَبَیْتِی بَیْتُکَ وَ أَنَا جَارِیَتُک» (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج ‌16، ص: 4). این جمله، اوج تواضع و احترام این بانوی بزرگ را به پیامبر (ص) نشان می‌دهد.

حجت الاسلام شعبانی آملی تأکید کرد: امّ المؤمنین خدیجه کبری (س) آنقدر برای پیامبر (ص) احترام قائل بود که همه مورّخین اسلامی ذکر کردند وقتی می‌خواست با رسول خدا (ص) ازدواج کند، چقدر جالب با پیغمبر صحبت کرد؛ «یَابْنَ عَمّ! اِنّی قَدْ رَغِبْتُ فِیکَ لِقِرابَتِکَ مِنّی وَ شَرَفِکَ فی قَوْمِکَ وَ اَمانَتِکَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِکَ وَ صِدْقِ حَدِیثِکَ؛ ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندی‌ات با من، و شرف و امانت‌داری‌ات در میان قوم خود، و به جهت اخلاق نیک و راستگویی‌ات، به تو تمایل پیدا کردم.» (سیره نبوی، ابن هشام، ج۱، ص۲۰۱؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۵۲۱). این کلام، سرشار از احترام، ادب و درک عمیق از فضایل پیامبر (ص) است.

۲- محبت به شوهر:

کارشناس دینی در ادامه به دومین ویژگی حضرت خدیجه (س) یعنی «محبت به شوهر» اشاره کرد و گفت: روشن است که اگر زن به شوهر محبت کند، شوهرش هم به زندگی علاقه‌مند می‌شود، و در همه کارها موفق خواهد شد؛ اما اگر شوهر بداند که محبوب زنش نیست، احساس غربت و تنهایی می‌کند و همیشه ناراحت و مضطرب می‌باشد؛ متقابلاً اگر زنان هم بفهمند که مورد محبت شوهرشان نیستند، احساس غربت می‌کنند. محبت، پایه و اساس یک زندگی مشترک موفق است و حضرت خدیجه (س) در این زمینه، نمونه‌ای بی‌نظیر بود.

وی خاطر نشان کرد: حضرت خدیجه (س) نماد عشق و علاقه به پیامبر خدا (ص) می‌باشند؛ چنان که لبخندها و مهربانی‌ها و محبت‌های ایشان بود که در دوران نبوت، غبار از چهره پیامبر (ص) می‌زدود. او بود که خاک و خاکستر را از چهره مبارک حضرت (ص) پاک می‌کرد؛ و به او قوت قلب می‌داد. این حمایت عاطفی و روحی، در سخت‌ترین لحظات رسالت پیامبر (ص)، نقشی حیاتی در حفظ روحیه ایشان داشت.

حجت الاسلام شعبانی آملی اظهار داشت: بنا بر روایتی نسبتا طولانی در جلد هجدهم بحارالانوار، صفحه 241، نزول آیه 94 و 95 سوره مبارکه حجر، در سال پنجم یا ششم بعثت بوده است؛ آیات شریفه ای که به پیامبر خدا (ص) فرمان می دهد تا دعوت خود را علنی نمایند. در این آیه شریفه می خوانیم: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِین - إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِین؛ پس آنچه را به آن مأموری اظهار کن و از مشرکان روی بگردان. که ما [شرّ] استهزا کنندگان را از تو بازداشته‌ایم.» (حجر: ۹۴-۹۵).

وی افزود: با نازل شدن این آیات، رسول خدا (ص) در موسم حج بر بالای کوه صفا آمد. با ندای بلند سه بار فرمود: «یا ایها الناس انّی رسول الله رب العالمین»؛ مردم به سوی آن حضرت چشم دوختند. سپس رسول خدا (ص) بر بالای کوه مروه آمد و دستش را بر گوشش نهاد و سه بار با صدای بلند فرمود: «یا ایها الناس انّی رسول الله»؛ (ای مردم! من رسول خدا هستم.) در این هنگام بت‌پرستان با چهره‌ای خشم‌آلود، به او چشم دوختند، ابوجهل آن چنان سنگ به سوی آن حضرت انداخت، که بین دو چشمانش شکافته شد، سایر مشرکان نیز به دنبال ابوجهل، آن حضرت را سنگباران نمودند. رسول خدا (ص) به سرعت به طرف کوه شتافت، و بر فراز آن رفت، و در آنجا به سنگی تکیه کرد، مشرکان همچنان در جستجوی آن حضرت، به هر سو می‌دویدند.

مبلّغ شهرستان آمل اضافه نمود: در این هنگام مردی نزد حضرت علی (ع) که در آن هنگام حدود سیزده سال داشت آمد و گفت: «محمد (ص) کشته شد.» حضرت علی (ع) سراسیمه به سوی خانه خدیجه (س) دوید، و در را کوبید، خدیجه (س) پشت در آمد و فرمود: کیست؟ علی (ع) : من هستم. خدیجه (س): محمد (ص) کجاست؟ علی (ع) : خبر ندارم، ولی اطلاع یافتم که مشرکان او را سنگباران کردند. اینک نمی‌دانم که او زنده است یا کشته شده است؟ مقداری آب و غذای «حیس» (که یک نوع حلوا بود و از خرما و روغن و آرد درست می‌شد) به من بده و با من بیا تا به جستجوی او بپردازیم، که اکنون او تشنه و گرسنه است.

وی تصریح کرد: خدیجه (س) با برداشتن غذا و آب، از خانه بیرون آمد، و همراه علی (ع) به طرف کوه حرکت نمودند، تا به کوه رسیدند، حضرت علی (ع) به خدیجه (س) فرمود: تو به طرف دره کوه برو، و من به بالای کوه می‌روم. علی (ع) فریاد می‌زد: «ای رسول خدا (ص)! جانم به فدایت کجا هستی؟ و در کدام گوشه افتاده‌ای؟» حضرت خدیجه (س) با آهی جانکاه گفت: «من احسّ لی النبی المصطفی؟ من احسّ لی الربیع المرتضی؟ من احسّ لی المطرود فی الله؟ من احسّ لی اباالقاسم؛» (چه کسی از پیامبر برگزیده برای من خبر می‌آورد؟ چه کسی از بهار پسندیده به من اطلاع می‌دهد؟ چه کسی از آن شخص که در راه خدا رانده شده مرا آگاه می‌کند؟ چه کسی از ابوالقاسم مرا با خبر می‌نماید؟!)

وی افزود: در این هنگام جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد، وقتی که پیامبر (ص) او را دید، اشک در چشمانش سرازیر شد و فرمود: «می‌بینی که قوم من با من چه کردند؟ مرا تکذیب کردند و از جامعه راندند، به من حمله نمودند.» جبرئیل عرض کرد: «ای محمد! دستت را به من بده.» آنگاه جبرئیل دست آن حضرت را گرفت و او را بر بالای کوه نشاند، و فرش مخملی بهشتی از زیر پرش بیرون آورد، و آن را بر زمین کوه گسترانید، و پیامبر (ص) را روی آن نشانید، و آنگاه فرشتگان مقرب هر کدام پس از دیگری به حضور پیامبر (ص) آمدند و از او اجازه خواستند، تا مشرکان را نابود و هلاک کنند، ولی پیامبر (ص) فرمود: «من به عنوان عذاب‌رسانی مبعوث نشده‌ام، بلکه به عنوان رحمت برای جهانیان برانگیخته شده‌ام: «دعونی و قومی فانه لا یعلمون»؛ (من و قومم را به خود واگذارید، آنها ناآگاه هستند.)

حجت الاسلام شعبانی خاطرنشان کرد: در این هنگام جبرئیل به حضرت خدیجه (س) نگاه کرد که در وادی کوه در جستجوی گمشده خود بود، به رسول خدا عرض کرد: «آیا به خدیجه (س) نمی‌نگری که فرشتگان آسمان از گریه او گریستند، او را به سوی خود بخوان، و سلام مرا به او برسان، و به او بگو خداوند به تو سلام می‌رساند، و او را مژده بده که در بهشت دارای خانه‌ای که از یک قطعه بلورین ساخته شده و آراسته به طلا است، می‌باشد، که در آن هیچ‌گونه رنج و نگرانی نیست. آنگاه پیامبر (ص) چشمش به خدیجه (س) افتاد و او را فراخواند، در حالی که از صورت پیامبر (ص) قطره‌های خون (بر اثر شکاف بین دو چشمش که از ناحیه سنگ زدن ابوجهل پیدا شده بود) به سوی زمین سرازیر بود، و او آن خون‌ها را پاک می‌کرد. خدیجه (س) وقتی که به رسول خدا (ص) نزدیک شد و چهره خونین او را دید، با آهی جانکاه گفت: «پدر و مادرم به فدایت بگذار قطرات خون چهره‌ات بر زمین بریزد.» پیامبر (ص) فرمود: «می‌ترسم پروردگار زمین بر اهل زمین غضب کند.»

وی یادآور گردید: آن روز به شب رسید، پیامبر (ص) از تاریکی شب استفاده کرده و همراه علی (ع) و خدیجه (س) به خانه بازگشتند. خدیجه (س) به خانه خود، آن حضرت را در حجره‌ای که دیوارهایش با سنگ ساخته شده بود، جای داد، و سقف آن را با تخته سنگ‌هایی پوشانید و در روبروی آن حضرت ایستاد و او را به وسیله جامه‌اش پنهان کرد، مشرکان آمدند و به سوی جایگاه پیامبر (ص) سنگ می‌انداختند، و از هر سو سنگ می‌بارید، دیوارها و سقف سنگی جایگاه، همچون سپر، از نفوذ سنگ‌ها جلوگیری می‌نمودند، و آن سنگ‌هایی که از طرف روبرو افکنده می‌شد، خدیجه (س) خود را سپر آن سنگ‌ها قرار می‌داد تا به بدن نازنین پیامبر (ص) اصابت نکنند، و در این هنگام خدیجه (س) فریاد می‌زد: «ای گروه قریش! آیا زن آزاد را در خانه خود سنگباران می‌کنید؟» وقتی که مشرکان این ندا را شنیدند، منصرف شدند و از آنجا رفتند. بامداد روز بعد رسول خدا (ص) از خانه خارج شد، و کنار کعبه رفت و در آنجا به نماز ایستاد، و به راز و نیاز با خدا پرداخت. این واقعه، نمادی از فداکاری بی‌بدیل حضرت خدیجه (س) و محبت عمیق ایشان به پیامبر (ص) است که حتی جان خود را نیز در راه حمایت از ایشان سپر قرار داد.

۳- سبقت در ایمان آوردن:

کارشناس دینی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از ویژگی‌های حضرت خدیجه (س) «سبقت در ایمان آوردن به حضرت رسول (ص) » می‌باشد. وقتی همه مردم پیامبر (ص) را تنها گذاشتند و حتی تکذیبش کردند، عده‌ای کمر به قتل پیامبر اسلام بستند، خدیجه ایمان آورد و تا پای جان بر این ایمان ماند، و در رکاب رسول خدا (ص) ایستادگی کرد؛ پیامبر اسلام نیز می‌فرمود: «أین مثل خدیجة». این ایمان راسخ و پیشگامانه، در زمانی که هیچ‌کس به پیامبر (ص) ایمان نیاورده بود، نشان از بصیرت و درایت فوق‌العاده حضرت خدیجه (س) دارد. ایشان اولین زنی بودند که به رسالت پیامبر (ص) گواهی دادند و تا آخرین لحظه عمر پربرکتشان، بر این ایمان ثابت‌قدم ماندند.

حجت الاسلام شعبانی آملی در مقام بیان شاهد این کلام خاطر نشان کرد: روزی هاله خواهر خدیجه (س) برای زیارت حضرت پیامبر (ص) به مدینه آمد، پیامبر (ص) با دیدار او به یاد از دست رفته‌اش خدیجه (س) افتاد، از شدت اندوه بر خود لرزید. وقتی که هاله رفت، عایشه عرض کرد: «چقدر از پیرزن قریش که سالخوردگی، صورتش را چروکین و سرخ کرده بود یاد می‌کنی؟! در صورتی که اکنون روزگار او را نابود کرده، و خدا همسری بهتر از او به شما عطا فرموده است؟» رنگ رخسار پیامبر (ص) از این سخن ناروا برافروخته شد و با رنجیدگی خاطر به او فرمود: «نه نه! سوگند به خدا که هیچگاه بهتر از خدیجه (س) نصیبم نشد، او هنگامی‌به من ایمان آورد که مردم مرا تکذیب می‌کردند، و هنگامی با ثروت و تمام وجودش به یاری من شتافت که دیگران مرا محروم ساختند.» (قاموس الرجال، ج ۱۰ ص ۴۳۲). این روایت، گواه بر عمق محبت و قدردانی پیامبر (ص) از حضرت خدیجه (س) و تأکید ایشان بر فضایل بی‌بدیل این بانوی بزرگ است.

وی خاطر نشان کرد: حضرت بسیار از خدیجه (س) یاد می‌کرد حتی اگر گوسفندی را قربانی می‌کرد، سهمی را برای رفقای خدیجه قرار می‌داد. این چنین معلوم می‌شود که چقدر این زن و شوهر به هم علاقه‌مند بودند و زندگی مشترکشان سرشار از عشق، احترام و فداکاری متقابل بود.

۴- پاکدامنی:

کارشناس دینی افزود: یکی دیگر از ویژگی‌های حضرت خدیجه (س) «پاکدامنی» ایشان است. پاکدامنی یکی از عوامل موفقیت می‌باشد؛ اسلام دستور می‌دهد در انتخاب همسر، تنها جمال و مال را در نظر نگیرند، بلکه دیانت و تعهد را بیشتر مورد توجه قرار دهند. این اصل، در زندگی حضرت خدیجه (س) به وضوح مشهود بود.

وی خاطر نشان کرد: حضرت خدیجه (س) از زنان عفیفه بوده است که چون خود را به امواج سهمگین جاهلیت نسپرد، در نزد قریش جایگاه رفیع پیدا کرده بود و به درجه‌ای از کمال رسیده بود؛ در تاریخ حلبی، ج۱، ص۹۹ آمده است که به ایشان لقب «طاهره» داده بودند. این لقب، نه تنها به دلیل پاکی جسمانی، بلکه به دلیل طهارت روحی و معنوی ایشان بود.

حجت الاسلام شعبانی آملی در توضیح بیشتر این ویژگی خانم امّ المؤمنین خدیجه کبری (س) به کلام عموی پیامبر (ص) اشاره کرد؛ آنجا که حضرت ابوطالب به هنگام خواندن خطبه عقد رسول خدا (ص) و این بانوی گرامی، خدیجه (س) را اینچنین توصیف کرد: «و أنت تعلم أن خدیجة امرأة کاملة میمونة فاضلة تخشی العار و تحذر الشنار» همانا خدیجه بانوی کامل، پر میمنت، مبارک، دارای فضل و دانش و برتری که ساحتش از هر ننگ و عار و بدنامی دور بوده است و باشخصیت و آبرومند زندگی کرده است. این توصیفات، از زبان شخصیتی چون ابوطالب (ع) که خود از بزرگان قریش بود، نشان از جایگاه بی‌بدیل حضرت خدیجه (س) در آن جامعه دارد.

وی افزود: متأسفانه امروز این مطلب کم‌رنگ شده است و حتی حجاب را هم زنان درست رعایت نمی‌کنند؛ بد نیست که این قضیه را بیان کنم:

«مرحوم آیت‌الله سید باقر مجتهد سیستانی، پدر آیت‌الله العظمی سیستانی از علمای مشهد مقدس بودند، برای آنکه به محضر امام زمان (ع) تشرف بیابند، ختم زیارت عاشورا در ۴۰ جمعه و هر هفته در مسجدی از مساجد شهر شروع کرد؛ ایشان فرمودند در یکی از جمعه‌های آخر ناگهان شعاع نوری عظیم مشاهده کرده‌ام که از خانه‌ای نزدیک آن مسجد می‌تابید. بی‌محابا از جای خود برخاستم و به دنبال آن نور به در آن خانه رفتم. خانه کوچک و حقیرانه‌ای بود؛ از درون خانه نور عجیبی می‌تابید. در زدم؛ وقتی که در را باز کردم، مشاهده کردم که حضرت ولی عصر ارواحنا فداه در یکی از اتاق‌های خانه تشریف دارند، جنازه‌ای را دیدم که پارچه سفیدی را به روی او کشیده بودند. وقتی که وارد شدم اشک ریزان سلام کردم؛ حضرت فرمودند: چرا اینگونه به دنبال من می‌گردی و رنج‌ها را متحمل می‌شوی؟ مثل این شخص باشید، من به دنبال شما بیایم. و اشاره به تابوت کردند. فرمودند: این بانویی است که در دوران بی‌حجابی رضا خان ۷ سال از خانه بیرون نیامد، تا اینکه از دنیا رفت.»

حجت الاسلام شعبانی آملی تأکید کرد: مسأله حجاب خیلی کم‌رنگ شده که باید بزرگان و مسئولان فکری کنند. در حقیقت باید گفت: حضرت خدیجه الگوی به تمام معنی برای زنان، هم در عرصه شوهرداری، خدمت به اسلام، عفت و پاکدامنی، بهترین الگو برای زنان است. این داستان، به خوبی اهمیت حفظ حجاب و عفت را در هر شرایطی نشان می‌دهد و حضرت خدیجه (س) نیز با پاکدامنی و عفاف بی‌نظیر خود، الگویی جاودانه برای تمام زنان مسلمان در طول تاریخ است.

وی خاطر نشان کرد: از همین رو است که پیامبر (ص) خدیجه (س) را به عنوان الگو معرفی کرده است؛ خداوند از میان زنان عالم چهار زن را برگزید و انتخاب کرد، یکی مریم مادر عیسی (ع) است، آسیه همسر فرعون، خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد سلام‌الله علیهم اجمعین. این انتخاب الهی، نشان از مقام شامخ حضرت خدیجه (س) دارد.

رحلت و وداع با بانوی بزرگ اسلام

حجت الاسلام شعبانی آملی در بیان از واقعه از دنیا رفتن این بانوی گرانقدر اسلام اظهار داشت: سرانجام روز دهم ماه مبارک رمضان فرا رسید و حضرت خدیجه کبری (س) بر اثر صدمات و آزارهای جسمی و روحی فراوانی که در شعب ابی‌طالب دیده بود، بیمار شد و چشم از جهان فرو بست. ایشان در قبرستانی که امروزه به قبرستان ابوطالب معروف است، به خاک سپرده شد. رحلت ایشان در سال دهم بعثت، تنها چند روز پس از وفات حضرت ابوطالب (ع) رخ داد و به همین دلیل، آن سال به «عام ‌الحزن» یا سال غم و اندوه مشهور گشت. این فقدان‌های پی در پی، ضربه روحی عظیمی به پیامبر (ص) وارد کرد و ایشان را در مسیر پرفراز و نشیب رسالتشان، تنها گذاشت.

وی در ادامه به روایت سوزناکی از لحظات پایانی عمر حضرت خدیجه (س) اشاره کرد: «و روی المازندرانی الحائری فی کتابه (شجرة طوبی ۲ / ۲۲) مرسلاً, قال: ولما أشتدّ مرض خدیجة قالت: یا رسول‌الله, اسمع وصایای: أولاً: فإنّی قاصرة فی حقّک فأعفنی یا رسول‌الله. قال (ص): «حاشا وکلاّ, ما رأیت منک تقصیراً؛ فقد بلغت جهدک, وتعبت فی داری غایة التعب, ولقد بذلت أموالک وصرفت فی سبیل الله جمیع مالک». ثمّ قالت یا رسول‌الله, الوصیة الثانیة: اُوصیک بهذه, وأشارت إلی فاطمة (س), فإنها غریبة من بعدی, فلا یؤذیها أحد من نساء قریش. و أمّا الوصیة الثالثة: فإنی أقولها لابنتی فاطمة, وهی تقول لک؛ فإنی مستحیة منک یا رسول‌الله. فقام النبی (ص) وخرج من الحجرة، فدعت فاطمة وقالت لها: یا حبیبتی وقرة عینی , قولی لأبیک: إنّ اُمّی تقول: أنا خائفة من القبر , اُرید منک رداءک الذی تلبسه حین نزول الوحی علیک تکفننی فیه. فقالت ذلک لأبیها, فسلّم النبی (ص) الرداء إلی فاطمة, وجاءت به إلی اُمّها فاسترت به سروراً عظیماً. فلمّا توفیت خدیجة أخذ رسول‌الله (ص) فی تجهیزها وغسلها , وحنّطها , فلمّا أراد أن یکفّنها هبط علیه الأمین جبرئیل علیه السّلام وقال: یا رسول‌الله , إنّ الله یقرئک السّلام, ویخصّک بالتحیة والإکرام, ویقول لک: «إنّ کفن خدیجة من عندنا؛ فإنها بذلت مالها فی سبیلنا». ودفع إلیه کفناً جاء به من الجنة، فکفّنها رسول‌الله (ص) بردائه الشریف أوّلاً, وبما جاء به جبرئیل ثانیاً , فکان لها کفنان؛ کفن من الله , وکفن من رسول‌الله (ص).» این وصایا و ماجرای کفن شدن ایشان با ردای پیامبر (ص) و کفن بهشتی، نشان از عمق فداکاری‌های این بانوی بزرگ و منزلت بی‌نظیر ایشان در نزد خداوند و رسولش دارد.

وی افزود: در روایتی از امام صادق (ع) با سند بسیار عالی در کتاب امالی شیخ طوسی می خوانیم: «أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ الْقَصَبَانِیِّ، عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ الْأَحْمَرِ، عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (ع) یَقُولُ: لَمَّا تُوُفِّیَتْ خَدِیجَةُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا جَعَلَتْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا تَلُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ (ع) وَ تَدُورُ حَوْلَهُ، وَ تَقُولُ: یَا أَبَتِ، أَیْنَ أُمِّی قَالَ: فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ (ع) فَقَالَ لَهُ: رَبُّکَ یَأْمُرُکَ أَنْ تُقْرِئَ فَاطِمَةَ السَّلَامَ، وَ تَقُولَ لَهَا: إِنَّ أُمَّکِ فِی بَیْتٍ مِنْ قَصَبٍ، کِعَابُهُ مِنْ ذَهَبٍ، وَ عُمُدُهُ یَاقُوتٌ أَحْمَرُ، بَیْنَ آسِیَةَ وَ مَرْیَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ، فَقَالَتْ فَاطِمَةُ (ع): إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ، وَ مِنْهُ السَّلَامُ، وَ إِلَیْهِ السَّلَامُ.» (الأمالی (للطوسی)، النص، ص: ۱۷۵).

حجت الاسلام شعبانی آملی ابراز داشت: امام صادق (ع) فرموده است: «هنگامی که حضرت خدیجه رحلت نمود، حضرت فاطمه (س) که کودکی بیش نبود دائماً خود را به رسول خدا (ع) نزدیک می‌کرد و در اطراف او می‌گشت و می‌گفت: ای رسول خدا! مادرم کجاست؟ ولی پیامبر به او پاسخی نمی‌داد و فاطمه به دنبال کسی بود که بتواند پاسخ این سؤال را از او بگیرد، و پیامبر خدا (ص) نیز در فکر بود که چه جوابی به او بدهد، در این حال جبرئیل بر او نازل گردیده و گفت: خداوند می‌فرماید: به فاطمه سلام برسان و به او بگو که مادرت با آسیه همسر فرعون و مریم دختر عمران، در خانه‌ای است که در بهشت قرار دارد و دیوارهایش از طلا و ستون‌های آن از یاقوت سرخ است. و فاطمه می‌گفت: خدا سلام و سلامتی است، و سلام و سلامتی از او و به سوی اوست.» این روایت، نه تنها تسلی‌بخش دل کوچک حضرت فاطمه (س) بود، بلکه به ما نیز اطمینان می‌دهد که حضرت خدیجه (س) در بهترین جایگاه‌های بهشتی، در کنار برترین زنان عالم، قرار گرفته است. این پایان زندگی پربار و فداکارانه بانویی بود که تا ابد نامش در تاریخ اسلام به نیکی و عظمت یاد خواهد

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha